08 فروردین 1404 ساعت 11:27
بر اساس مطالعات جدید دانشمندان علوم اعصاب دانشگاه کلمبیا، رنگها در نتیجه ادراکی هستند که مغز میسازد و واقعی نیستند.
در یک پیشرفت قابل توجه در علم پزشکی، محققان دانشگاه کلمبیا برای اولین بار موفق به رمزگشایی از مدار عصبی پیچیدهای در مغز مگسهای میوه شدهاند که نقش حیاتی در پردازش و ادراک رنگ ایفا میکند. این تحقیق نشان میدهد که رنگها ادراکاتی هستند که توسط مغز ساخته میشوند؛ به این صورت که مغز، طولموجهای بلند و کوتاه نور تشخیص داده شده توسط چشمها را تفسیر میکند.
آیا رنگها واقعی نیستند و صرفا زاده مغز هستند؟
یافتههای جدید پژوهشگران دانشگاه کلمبیا، نور تازهای بر درک ما از نحوهی پردازش رنگ در مغز میتاباند. دکتر رودی بهنیا، محقق اصلی موسسه زاکرمن کلمبیا و نویسنده ارشد این مقاله، با تاکید بر ماهیت ادراکی رنگها میگوید: «بسیاری از ما رنگهای متنوعی که هر روزه میبینیم، از سرخیِ توتفرنگی رسیده تا قهوهای تیره مردمک چشم افراد را امری بدیهی تلقی میکنیم، در حالی که حقیقت این است که این رنگها در خارج از مغز ما وجود ندارند.»
این پژوهش که بر روی مگسهای میوه انجام شده، برای نخستین بار موفق به شناسایی مدارهای عصبی ویژهای شده است که سیگنالهای حسی خام دریافتی از چشمها را به ادراک رنگی هدفمند تبدیل میکند؛ ادراکی که در نهایت رفتار مگس را هدایت میکند.
دکتر بهنیا در تشریح این فرآیند توضیح میدهد: «رنگها ادراکاتی هستند که مغز آنها را میسازد. مغز با تفسیر طولموجهای مختلف نور (طولموجهای بلند و کوتاه) که توسط چشمها تشخیص داده میشوند، رنگها را خلق میکند.» به بیان دیگر، رنگ، صرفاً یک ویژگی ذاتی از اشیاء نیست، بلکه یک ساختار ذهنی است که توسط مغز بر اساس اطلاعات حسی دریافتی ایجاد میشود. بدین ترتیب باید گفت که رنگها واقعی نیستند.
این یافتهها با تکیه بر تحقیقات پیشین، گامی رو به جلو در درک ما از نحوه عملکرد مغز در تبدیل ورودیهای حسی به تجربههای آگاهانه به شمار میرود. در گذشته، دانشمندان نورونهایی را در مغز حیوانات شناسایی کرده بودند که به طور انتخابی به برخی رنگها (مثلاً قرمز یا سبز) واکنش نشان میدهند. با این حال، مکانیسمهای عصبی که این گزینش رنگ را امکانپذیر میسازند، همچنان ناشناخته باقی مانده بودند.
پژوهش اخیر، این خلأ را پر میکند و جزئیات بیشتری در مورد نحوهی عملکرد مغز در این زمینه ارائه میدهد. دکتر بهنیا در این رابطه میگوید: «تبدیل سیگنالهای حسی به ادراک ما دربارهی جهان، در واقع شیوهای است که مغز به موجودات زنده در جهت بقا و رشد کمک میکند. مطرح کردن این پرسش که چگونه جهان را درک میکنیم، شاید ساده به نظر برسد، اما پاسخ دادن به آن، چالش بزرگی است.»
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که این پژوهش، دریچهای تازه به سوی درک عمیقتر از عملکرد مغز در استخراج ویژگیهای مهم محیطی بگشاید. دکتر رودی بهنیا عنوان داشت: «امیدوارم تلاشهای ما برای کشف اصول عصبی زیربنایی در درک رنگها، به ما کمک کند تا بتوانیم این موضوع را بهتر درک کنیم که مغز چگونه ویژگیهای محیط که برای انجام روزمره کارها مهم است را استخراج کند.»
source